دوستاي لولويي من سلام

شبي پسرك يك برگ كاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صداي بلند خواند:

او با خط بچگانه نوشته بود:
كوتاه كردن چمن باغچه : ۵ دلار
مرتب كردن اتاق خوابم : ۱ دلار
بيرون بردن زباله ها : ۲دلار
نمره ي رياضي خوبي كه گرفتم : ۶ دلار
جمع بدهي شما به من : ۱۴دلار

مادر به چشمان منتظر پسر نگاهي كرد. لحظه اي خاطراتش را مرور كرد. سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورت حساب نوشت:

بابت سختي ۹ ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي : هيچ
بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم : هيچ
بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرگ شوي : هيچ
بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازي هايت : هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه ي عشق واقعي من به تو هيچ است. وقتي پسرك آنچه را كه مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشك به چشمان مادر نگاه كرد و گفت:

مامان دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زير صورت حساب نوشت : قبلآ به طور كامل پرداخت شده.

 

---------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۸:۰۷ | آرشيو نظرات (0)


تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد