دوستاي لولويي من سلام
پس ميتونيم يه معادله بسازيم:
11 درصد خزر = وتوي تحريم + چند تا توپولوف + موشك اس 300 + شوكولات
------------
امضا : لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۰ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۰۱:۴۹
| آرشيو نظرات (1)
------------
امضا : لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۵:۲۶
| آرشيو نظرات (1)
نوشته شده توسط لولو
| ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۵:۲۵
| آرشيو نظرات (0)
دوستاي لولويي من سلام
-----------
امضا :لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۴۸:۱۰
| آرشيو نظرات (0)
نوشته شده توسط لولو
| ۱۱ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷:۱۳
| آرشيو نظرات (2)
دوستاي لولويي من سلام
---------
امضا : لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۹ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۹:۲۹
| آرشيو نظرات (1)
دوستاي لولويي من سلام
و اما يك غزل ناب ناب:
دو نـفـر دخــتــر خوشـتـيـپ و ســـوســـول - دوش از دردســـر مشـــق نجاتم دادند
دسـت و پايم بــگـرفتند و ســــوارم كـردنــد - پفــــك و بستني و ماچ پر آبـــم دادند
توي اين منظومهي شهري چه تماشاكرديم - آن دو باهم جملگي شــــكلاتــم دادند
آب انـــــگور و هويــــج و كــيوي و آب انــــار - آ نــــقدر بود كه انـــــگار فراتـــــم دادند
تا ســـر صبح خرامـــان همه جارا گـــشتيم - صبح يك بربري و چاي و نـــــباتم دادند
سفر عـــــلمي! و رويايي ما گشت تمــــام - جــمـلهاي فــحـش از كـــلماتــم دادنـد
چون به خود آمدم از ديـدن آن خــواب لــذيــذ - صبح ظاهر شده بود بس تكانم دادند
مادر گفت بلند شو كه كلاست ديـــر است - پس از آن لـــقمهاي از نــان بياتم دادنـد
اشك از ديده چكيد و مخ مـن تـيـر كشــــيد - كه چرا در خواب تكانم دادند
نوشته شده توسط لولو
| ۷ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۱:۰۲
| آرشيو نظرات (3)
دوستاي لولويي من سلام
مادرشوهري به عروسش گفت : مادر من رو به موتم و مثل آفتاب لب بام ميمونم.
عروسه گفت : آره مادر شما مثل آفتاب لب بام رمضون ماه تابستون ميموني كه هرچي نگاهش ميكني نميپره.
---------
امضا : لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۵ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۲:۰۷
| آرشيو نظرات (0)
دوستاي لولويي من سلام
خبر دارين كه دوقوه كشور(مقننه - قضاييه) در دست دو برادر (لاريجاني - لاريجاني) قرار داره.چه حالي ميده اين يكي قانون مينويسه اون يكي هم هركي كه به اون قانون عمل نكنه جيزش ميكنه!!
نظر شما چيه؟
---------
امضا : لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۳ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۵:۳۸
| آرشيو نظرات (0)
دوستاي لولويي من سلام
ميدونستين كه پروفسور حسابي در زمان حياتش براي تحقيقاتش با سند خونش مبلغ 48 ميليون تومان قرض گرفته بوده و الان بانك به خاطر پرداخت نشدن قسطهاي بانك كه الان بيش از 2 ميليارد تومان ميشه خونه پروفسور حسابي را به مزايده گذاشته؟
----------
امضا:لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۵۴:۳۳
| آرشيو نظرات (2)
تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد |