دوستاي لولويي من سلام

گويند كسان بهشت با حور خوش است       من  ميگويم  آب  انگوز خوش  است

اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار       كه آواز دهل شنيدن از دور خوش است

گويند بهشت حورالعين خواهد بود          آنجا مي  و حور  و  انجبين  خواهد بود

پس گر مي و معشوق گزيدم چه باك؟      چون  عاقبت  كار چنين  خواهد  بود

 

----------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۸ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۳:۵۶ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام
 
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد: «با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
  دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
  دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
 
 
---------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۴:۳۰ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

يه روزي ، يه جايي ،يه زني زندگي ميكرد كه يه بچه مريض داشت كه مرضش لاعلاج بود و هميشه ورد زبونش اين بود كه "خدايا جون و جون رو عوض كن" يعني خدايا جون منو بگير و در عوض به پسرم شفت بده!

يه روز زنه ميره توي طويله تا به گاوش غذا بده .گاوه كه سرش رو كرده بوده توي سطل تا آب بخوره و سرش هم اونتو مونده بوده يعني گير كرده بوده.وقتي زن با اين صحنه مواجهه ميشه فك ميكنه كه عزارائيل هست هول ميكنه و ميگه :"اوني كه دنبالش هستي توي اتاقه"
 
حالا خداييش شما چقد حرف دل و زبونتون با هم يكي هست؟

---------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۹:۱۹ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام
 
به هنگام بازديد از يك بيمارستان روانى، از روان‌پزشك پرسيدم شما چطور مي‌فهميد كه يك بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روان‌پزشك گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌كنيم و يك قاشق چايخورى، يك فنجان و يك سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم كه وان را خالى كند.
من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشك گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد. شما مي‌خواهيد تخت‌تان كنار پنجره باشد؟
 
-----------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۴۹:۳۲ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

امروز به اين تك بيت اكتفا ميكنم :

       من نكردم صيغه تا سودي كنم              بلكه تا بر پيره زن جودي كنم

نظر شما چيه؟

 
----------

امضا :لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۳:۱۳ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

 

امروز يه شعر گذاشتم اميدواره خوشتون بياد:

 

                                                ترانه زيباي لولو

نشسته تو باغ هلو

بچه تنهاي لولو

داره گريه ميكنه اوهو،اوهو، اوهو،اوهو

ميگه لولوي خرخره ديگه منو نمي خوره

ديگه منو دوست نداره سر منو نمي بره

 

---------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۲:۲۲ | آرشيو نظرات (5) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

اميدوارم حالتون خوب باشه و مثل ما گرفته نباشين.

شنيدين ميگن عدل خدا در لباس ظلم.

يه روز موسي از خدا ميخواهد كه عدلشو در لباس ظلم بهش نشون بده.خدا هم بهش ميگه برو فلان جا كه يه چشمه هست مخفي شو تا ببيني.

موسي اين كار رو انجام ميده و كمي بعد يه مرد اسب سوار مياد دم اون چشمه تا استراحت كنهبعد ازمدتي كه ستراحت ميكنه ميره اما كيف پولشو جا ميذاره.بعد از اون مرد اسب سوار يه بچه مياد و تا كيسه پول رو ميبينه بر ميداره و الفرار.بعد يه مرد نابينا مياد تا دست و صورتي به آب بزنه كه مرد اسب سوار بر ميگرده و بهش گير ميده كه پولامو تو برداشتي خلاصه در گيري پيش مياد و مرد اسب سوار مد نابينا رو ميكشه.

 خدا به موسي ميگه چي ديدي؟

موسي ميگه همش ظلم!

خدا ميگه نه نشد.پدر اون بچه مرده و واسه اون مرد اسب سوار كار كرده بوده و مرد اسب سوار پولشو نداده بوده.

و مرد نابينا هم چند وقت پيش پدر مرد اسب سوار رو كشته بوده.

 

پس نتيجه ميگيريم كه توي هر كاري يه حكمتي هست.اما گاهي وقت ها كه توي مشكلات ميفتيم چرا به كارهايي كه كرديم فك نميكنيم؟

 

آيا رابطه اي هست؟

---------

امضا :لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۴۰:۱۱ | آرشيو نظرات (4) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام
 
مطلب زير را از سايت "ياداشت هاي يك دختر ترشيده" گرفتم.به جان خودم نميخواستم كپي كنم اما خيلي جالب بود.

هر هوس كه فرو مي رود ممد حيات است و چون برآيد مفرح ذات.
اگر مجرد باشي هوس هايت را دائما فرو مي بري و چيزي بر نمي آوري الا كف. پس هرگاه كه از شدت تجرد كف كردي، براي اصلاح الگوي مصرف، كف ها را براي مصارفي چون شستشو نگاه دار!
بيت:
كف كردي از تجرد؟مصرف نما كفت را!
اصلاح كن عزيزم، الگوي مصرفت را!
سوال:
اين كف را بايد به كار شستشو گرفت يا آن كه خودش را هم بايد شستشو نمود؟!

از قديم ميان" كف" و "اصلاح" رابطه تنگاتنگي وجود داشته است، چونان كه اول كف مي زدند و بعد اصلاح مي كردند. بنابراين در امر اصلاح الگوي مصرف ازدواج نيز مي توان از كف حاصل از تجرد، بهره برد،بدين طريق كه از روي نشانه كف كردگي، مجردان را شناسايي كرده و اصلاحشان كرد، بلكه مخ كسي را كف رفته و تاهل اختيار كنند تا ديگران به افتخارشان كف بزنند.
از طرفي اصلاح الگوي مصرف ازدواج مي تواند به معني الزام افراد براي اكتفا به يك همسر و خودداري از اسراف در زناشويي نيز باشد.

آورده اند كه در سال اصلاح الگوي مصرف، در مملكت پارسيان، قحطي عظيمي در امر ازدواج پديد آمد، بدان حد كه آمار ازدواج كم و آمار طلاق افزون شد. رندي را پرسيدند دليلش چيست، گفت:" به گمانم الگوي مصرف ازدواجمان را آن قدر اصلاح كرديم كه چيزي ازآن باقي نماند!"

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۵۷:۰۵ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

 
مردي به دنيا آمد ،

زندگي كرد،

مرد.

---------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۰:۵۶ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ]

تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد