دوست لولويي من سلام



لعنت به اين زيديا          دلم گرفته از خيليا




----------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۵:۱۰ | آرشيو نظرات (6) | ادامه مطلب

دوست لولويي من سلام

گر در  يمني  چو با مني پيش مني          ور پيش مني چو بي مني در يمني


من با  تو   چنانم  اي   نگار    ختني          كاندر غلطم كه من توام  يا تو مني


----------
امضا:
لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۸:۴۲ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام


و اما يك غزل ناب ناب:

دو نـفـر دخــتــر خوشـتـيـپ و ســـوســـول   -  دوش از دردســـر مشـــق نجاتم دادند
دسـت و پايم بــگـرفتند و ســــوارم كـردنــد   -   پفــــك و بستني و ماچ پر آبـــم دادند
توي اين منظومه‌ي شهري چه تماشاكرديم  -  آن دو باهم جملگي شــــكلاتــم دادند
 آب انـــــگور و هويــــج و كــيوي و آب انــــار   -   آ نــــقدر بود كه انـــــگار فراتـــــم دادند
تا ســـر صبح خرامـــان همه جارا گـــشتيم   -   صبح يك بربري و چاي و نـــــباتم دادند
 سفر عـــــلمي! و رويايي ما گشت تمــــام  -  جــمـله‌اي فــحـش از كـــلماتــم دادنـد
چون به خود آمدم از ديـدن آن خــواب لــذيــذ -  صبح ظاهر شده بود بس تكانم دادند
مادر گفت بلند شو كه كلاست ديـــر است    -  پس از آن لـــقمه‌اي از نــان بياتم دادنـد
اشك از ديده چكيد و مخ مـن تـيـر كشــــيد   -    كه چرا در خواب تكانم دادند

 
 
 
----------
امضا :لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۷ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۱:۰۲ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

مادرشوهري به عروسش گفت : مادر من رو به موتم و مثل آفتاب لب بام ميمونم.
عروسه گفت : آره مادر شما مثل آفتاب لب بام رمضون ماه تابستون ميموني كه هرچي نگاهش ميكني نميپره.

---------
امضا : لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۵ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۲:۰۷ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام
 
‏‫جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد: يك ايراني اگر هواپيمايش سقوط نكند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد، آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نكند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد.
 
 
-----------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۶:۱۹ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

 

يك هيئت از گرجستان براي ملاقات با استالين به مسكو آمده بود.

بعد از جلسه استالين متوجه شد كه پيپ اش گم شده و از رئيس كا گ ب خواست تا ببيند آيا كسي از هيات گرجي پيپ او را برداشته يا نه.

بعد از نيم ساعت ، استالين پيپ اش را در كشوي ميزش پيدا كرد و از رئيس كا.گ.ب خواست كه هيئت گرجي را آزاد كند.

رئيس كا.گ.ب گفت:« متاسفم رفيق، تقريبا نصف هيئت اقرار كرده اند كه پيپ را برداشته اند و بقيه هم موقع بازجويي مردند.


----------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۹:۵۳ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام
 
 
يه دختر ترشيده ميگه كه جك نيكلسون ميگه كه:
 
"شما فقط به دو نفر بايد دروغ بگوييد: پليس و دوست دخترتان."
 
 
 
----------
امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۴۸:۲۷ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

 شير افريقايي هر شب كه مي خوابد مي داند كه فردا بايد از كند ترين غزال افريقايي كمي تند تر بدود تا از گرسنگي نميرد و غزال آفريقايي هر شب كه مي خوابد مي داند كه فردا بايد از تند ترين شير آفريقايي كمي تند تر بدود تا كشته نشود .

مهم نيست كه تو شير هستي يا غزال مهم اين است كه فردا را از امروز تند تر بدوي.

نظر شما چيه؟
 

----------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۲:۳۵ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

 

اين مطلب رو ميذارم اميدوارم بدآموزي نداشته باشه.هيتلر در كتاب "نبرد من" مينويسد :

 
دروغ را آنقدر بزرگ بگوييد كه تصور دروغ بودن آن هم به ذهن كسي وارد نشود.

 

----------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۳۵:۱۰ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

دوستاي لولويي من سلام

شبي پسرك يك برگ كاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صداي بلند خواند:

او با خط بچگانه نوشته بود:
كوتاه كردن چمن باغچه : ۵ دلار
مرتب كردن اتاق خوابم : ۱ دلار
بيرون بردن زباله ها : ۲دلار
نمره ي رياضي خوبي كه گرفتم : ۶ دلار
جمع بدهي شما به من : ۱۴دلار

مادر به چشمان منتظر پسر نگاهي كرد. لحظه اي خاطراتش را مرور كرد. سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورت حساب نوشت:

بابت سختي ۹ ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي : هيچ
بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم : هيچ
بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرگ شوي : هيچ
بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازي هايت : هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه ي عشق واقعي من به تو هيچ است. وقتي پسرك آنچه را كه مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشك به چشمان مادر نگاه كرد و گفت:

مامان دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زير صورت حساب نوشت : قبلآ به طور كامل پرداخت شده.

 

---------

امضا:لولو

طنز

نوشته شده توسط لولو | ۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۸:۰۷ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ]

تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد