نوشته شده توسط لولو
| ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۴۹:۳۲
| آرشيو نظرات (1)
دوستاي لولويي من سلام
چند روز پيشتر مهندس مير حسين موسوي واسه تبليغاتش اومده بود دانشگاهمون از چند روز قبل بيلبورد هاي تبليغاتيش توي شهر نصب شده بود توي دانشگاه كه ديگه نگو.همه عكس هايي رو هم كه انداخته بود، با خاتمي بود.
يه سوال خودش اين پولا رو خرج كرده يا دارن براش خرج ميكنن؟سخنرانيش ساعت 11 توي سالن ورزشي دانشگاه برگزار ميشد اون روز از صبح كلاس داشتيم تا 12 اونم با مدير گروه خلاصه به زور كلاسه رو تعطيل كرديم بريم ببينيم چي ميگه! سر ساعت 11 كلاس تعطيل شد خوشبختانه سالن به دانشكدمون نزديك بود پس ميرسيديم اما بدبختانه ما طبقه آخر بوديم.بدو بدو از كلاس اومدم بيرون منتظر آسانسور هم نشدم رسيدم پايين اوه همه دارن ميرن طرف سالن ما هم خودمونو رسونديم سر و صداي ملت بلند بود فك كنم اومده بود به زور خودمو فرو كردم تو .چقد شلوغه داره از بلندگو سرود هاي ملي پخش ميشه يكي دم در داره پرچم پخش ميكنه منم يكي گرفتم يه جا واسه خودم به زور پيدا كردم و جو گرفتم و ما هم با بقيه مي خونديم "يار دبستاني من با من و همراه مني چوب ا……."اوه هنوز نيومده عجب جو حمايت كننده اي همه دارن براش شعار ميدن :"دخترا:سلام بر خاتمي پسرا:درود بر موسوي" البته اگر يكي نميدونس فك ميكرد خاتمي براي سخنراني مياد آخه بيشتر شعارا براي خاتمي بود.داره يه فيلم تبليغاتي نشون ميده تا چهره خاتمي رو نشون ميده همه به وجد ميان.اوه عجب هواي داغي !عجب سر و صداي ساعت 12 هست و توي دلم ميگم جون مادرت بيا چون من ميخواهم تا 10 دقيقه ديگه برم چون اخوي ميان دم دانشگاه دنبالم.(دست اخوي هم درد نكنه)خلاصه به زور از در عقب خارج شدم اما هنوز هم نيومده.دم در كه رسيدم هنوز خيلي ها دارن ميان.تو دلم ميگم بابا جا نيست كجا ميرين؟تا اومدم دم در دانشگاه هم هنوز خيلي ها دارن ميرن توي دانشگاه.يه دفعه يه ماشين الگانس پليس داره تخته وارد دانشگاه ميشه و چندتا ماشين هم پشت سرش و يه الگانس هم در آخر همه.ميفهمم كه موسوي اومد. اما ما كه داريم ميريم.دم در كه رسيدم ديدم چه خبر هست درب پاركينگ دانشگاه كه بسته هست چون ديگه جانداره و خيابون هاي اطراف هم تا چشم كار ميكنه پر از ماشين و چند تايي هم ماشين پليس و هنوز هم كسايي هستنكه دانشجو هم نيستن ولي دارن ميان.از بالاي سر هم يه بالگرد داره ميپره.
واي چقد مهمه و ما نميدونستيم با خودم فك ميكنم ميبينم اگه فقط توي همه دانشگاه اينقد طرفدار داشته باشه حتما راي مياره؟
البته اگه دانشجو ها راي هم بدن!!!!!!!!
ببخشيد نميخواستم اينقد طولاني بشه
-----------
امضا:لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۱:۱۳
| آرشيو نظرات (2)
دوستاي لولويي من سلام
امروز به اين تك بيت اكتفا ميكنم :
من نكردم صيغه تا سودي كنم بلكه تا بر پيره زن جودي كنم
نظر شما چيه؟
امضا :لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۳:۱۳
| آرشيو نظرات (2)
دوستاي لولويي من سلام
امروز يه شعر گذاشتم اميدواره خوشتون بياد:
ترانه زيباي لولو
نشسته تو باغ هلو
بچه تنهاي لولو
داره گريه ميكنه اوهو،اوهو، اوهو،اوهو
ميگه لولوي خرخره ديگه منو نمي خوره
ديگه منو دوست نداره سر منو نمي بره
---------
امضا:لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۲:۲۲
| آرشيو نظرات (5)
نوشته شده توسط لولو
| ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۶:۳۰
| آرشيو نظرات (2)
دوستاي لولويي من سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه و مثل ما گرفته نباشين.
شنيدين ميگن عدل خدا در لباس ظلم.
يه روز موسي از خدا ميخواهد كه عدلشو در لباس ظلم بهش نشون بده.خدا هم بهش ميگه برو فلان جا كه يه چشمه هست مخفي شو تا ببيني.
موسي اين كار رو انجام ميده و كمي بعد يه مرد اسب سوار مياد دم اون چشمه تا استراحت كنهبعد ازمدتي كه ستراحت ميكنه ميره اما كيف پولشو جا ميذاره.بعد از اون مرد اسب سوار يه بچه مياد و تا كيسه پول رو ميبينه بر ميداره و الفرار.بعد يه مرد نابينا مياد تا دست و صورتي به آب بزنه كه مرد اسب سوار بر ميگرده و بهش گير ميده كه پولامو تو برداشتي خلاصه در گيري پيش مياد و مرد اسب سوار مد نابينا رو ميكشه.
خدا به موسي ميگه چي ديدي؟
موسي ميگه همش ظلم!
خدا ميگه نه نشد.پدر اون بچه مرده و واسه اون مرد اسب سوار كار كرده بوده و مرد اسب سوار پولشو نداده بوده.
و مرد نابينا هم چند وقت پيش پدر مرد اسب سوار رو كشته بوده.
پس نتيجه ميگيريم كه توي هر كاري يه حكمتي هست.اما گاهي وقت ها كه توي مشكلات ميفتيم چرا به كارهايي كه كرديم فك نميكنيم؟
آيا رابطه اي هست؟
---------
امضا :لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۴۰:۱۱
| آرشيو نظرات (4)
دوستاي لولويي من سلام
آيا ميدونستين دوتا درس توي حوزه هاي علميه حرام بوده و از تدريس اون جلوگيري ميشده؟
اولي فلسفه بوده چون گفته ميشده كه فلسفه تافته و بافته هاي يونانيان هست و كسي كه به دنبال اون ميره دينشو از دست ميده.
دوميش هم زبان خارجي بوده(انگليسي) البته ايندرس حرام نبوده و بلكه مشكل دار بوده.
نظر شما چيه؟
---------
امضا:لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۵۷:۱۹
| آرشيو نظرات (0)
دوستاي لولويي من سلام
اميدوارم حالتون خوب و دماغاتون چاق باشه.بريم سر اصل مطلب:
ميدونين كه دولت و ملت ايران اسرائيل را به رسميت نميشناسن و دولت تجارت را با اسرائيل رو ممنوع كرده.پس ما نه صادراتي با اسرائيل داريم و نه وارداتي.اما ، اما توي شهر ما يه چند روزي ميتونستين پرتقالهاي اسرائيلي رو پيداكنين كه حتي داراي مارك اسرائيل بودن!!!!جالبه .نه؟
البته شما ميتونين پسته هاي ايراني رو هم توي اسرائيل بيابيد(اسراويل هم تجارات با ايران رو غير قانوني ميدونه) اما نه با مارك ايران بلكه تجار تركيه اول پسته ايران را به تركيه ميبرن ، اونجا خودشون بسته بندي ميكنن و با مارك خودشون به اسرائيل صادر ميكنن.جالبه بدونين كه مردم اسرائيل به اين پسته ها پسته ايراني ميگن نه تركي!
حالا كار ندارم.اما معلوم نشد اين پرتقالها رو از اسرائيل به ايران آوردن ؟يا
از اسرائيل به تركيه و سپس به ايران آوردن ؟يا
اصن پرتقالها مال ايرون خودمونه منتها با مارك اسرائيل (آيا براي فروش بيشتر)؟
-----------
امضا:لولو
نوشته شده توسط لولو
| ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۱:۵۷
| آرشيو نظرات (1)
1. ديدگاههاي محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران (بي بي سي فارسي، ۲۶ ژوئن ۲۰۰۵)
2. احمدي نژاد در جريان جزييات هم قرار داشت (تاكنون نخواستيم موضوع بند يكم اين طرح را عنوان كنيم، اما به دليل به وجود آمدن اين بحثها بايد بگوييم بر اساس بند يكم، تعيين مصاديق حجاب و حد و مرز آن بر عهده نيروي انتظامي است و صراحتا به آن اشاره شده روزآنلاين، ۱۳ دي ۱۳۸۶)
3. پورمحمدي(وزير كشور): از اجراي طرح امنيت اجتماعي توسط ناجا حمايت ميشود (فارس، ۱ خرداد۱۳۸۶)
4. «عقب نشيني دولت از طرح امنيت اجتماعي انتخاباتي است» (راديو فردا، ۱۲ دي ۱۳۸۶)
5. مقابله با پوشيدن چكمه؛ مبارزه با مد گرايي يا بد پوششي؟ (راديو فردا، ۲۱آذر ۱۳۸۶)
6. پليس: با چكمه بلند در زمستان برخورد ميشود (راديو فردا، ۱۰آذر ۱۳۸۶)
7. حمايت احمدي نژاد و پليس امنيت اخلاقي (راديو فردا، ۶مرداد۱۳۸۶)
8. تاثيرات اقتصادي طرح امنيت اجتماعي (بي بي سي فارسي، ۲ خرداد ۱۳۸۷)
9. طرح ارتقاي امنيت اجتماعي دائمي ميشود (خبرنامه امير كبير، ۲ تير ۱۳۸۷)
نوشته شده توسط لولو
| ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۹:۳۴
| آرشيو نظرات (3)
نوشته شده توسط لولو
| ۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۵۷:۰۵
| آرشيو نظرات (1)
تمام حقوق متعلق به نگين بلاگ ميباشد |